صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »منطق‌الطیر
  3. »فی‌وصف حاله
  4. »سال پیری راهبر از روحانیانی که نقد از هم می‌ربودند

سال پیری راهبر از روحانیانی که نقد از هم می‌ربودند

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

در رهی می‌رفت پیری راهبر

دید از روحانیان خلقی مگر

2

بود نقدی سخت رایج در میان

می‌ربودند آن ز هم روحانیان

3

پیر کرد آن قوم را حالی سؤال

گفت چیست این نقد برگویید حال

4

مرغ روحانیش گفت ای پیرراه

دردمندی می‌گذشت این جایگاه

5

برکشید آهی ز دل پاک و برفت

ریخت اشک گرم بر خاک و برفت

6

ما کنون آن اشک گرم و آه سرد

می‌بریم از یک دگر در راه درد

7

یا رب اشک و آه بسیاریم هست

گر ندارم هیچ این باریم هست

8

چون روایی دارد آنجا اشک راه

بنده دارد این متاع آن جایگاه

9

پاک کن از آه صحن جان من

پس بشوی از اشک من دیوان من

10

می‌روم گم راه، ره نایافته

دل چو دیوان جز سیه نایافته

11

ره نمایم باش و دیوانم بشوی

از دو عالم تختهٔ جانم بشوی

12

بی‌نهایت درد دل دارم ز تو

جان اگر دارم خجل دارم ز تو

13

عمر در اندوه تو بردم به سر

کاشکی بودیم صد عمر دگر

14

تا در اندوهت به سر می‌بردمی

هر زمان دردی دگر می‌بردمی

15

مانده‌ام از دست خود در صد ز حیر

دست من ای دست گیر من تو گیر

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چون بشد شبلی ازین جای خراب

بعد از آن دیدش جوانمردی به خواب

عطار»منطق‌الطیر»فی‌وصف حاله»گفتار شبلی که پس از مردن به خواب جوانمردی آمد

اگلی نظم

بوسعید مهنه با مردان راه

بود روزی در میان خانقاه

عطار»منطق‌الطیر»فی‌وصف حاله»حکایت ابوسعید مهنه با مستی که به در خانقاه او آمد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور