صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »منطق‌الطیر
  3. »فی‌وصف حاله
  4. »گفتار مردی راه‌بین هنگام مرگ

گفتار مردی راه‌بین هنگام مرگ

شاعر: عطار

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

راه بینی وقت پیچاپیچ مرگ

گفت چون ره را ندارم زاد و برگ

2

از خوی خجلت کفی گل کرده‌ام

پس از و خشتی به حاصل کرده‌ام

3

شیشهٔ پر اشک دارم نیز من

ژندهٔ برچیده‌ام بهر کفن

4

اولم زان اشک اگر خونی دهید

آخرم آن خشت زیر سرنهید

5

وان کفن در آب چشم آغشته‌ام

ای دریغا سر به سر به سرشته‌ام

6

آن کفن چون در تنم پوشید پاک

زود تسلیمم کنید آنگه به خاک

7

چون چنین کردید، تا محشر ز میغ

بر سر خاکم نبارد جز دریغ

8

دانی این چندین دریغا بهر چیست

پشه‌ای با باد نتوانست زیست

9

سایه از خورشید می‌جوید وصال

می‌نیابد، اینت سودا و محال

10

گرچه هست این خود محالی آشکار

جز محال اندیشی او را نیست کار

11

هرک او ننهد درین اندیشه سر

او ازین بهتر چه اندیشه دگر

12

سخت‌تر بینم بهر دم مشکلم

چون بپردازم ازین مشکل دلم

13

کیست چون من فرد و تنها مانده

خشک لب غرقاب دریا مانده

14

نه مرا هم راز و هم دم هیچ کس

نه مرا هم درد و محرم هیچ کس

15

نه ز همت میل ممدوحی مرا

نه ز ظلمت خلوت روحی مرا

16

نه دل کس نه دل خود نیز هم

نه سر نیک و سر بد نیز هم

17

نه هوای لقمهٔ سلطان مرا

نه قفای سیلی دربان مرا

18

نه به تنهایی صبوری یک دمم

نه بدل از خلق دوری یک دمم

19

هست احوال من زیر و زبر

همچنان کان پیر داد از خود خبر

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

صوفیی را گفت آن پیر کهن

چند از مردان حق گویی سخن

عطار»منطق‌الطیر»فی‌وصف حاله»صوفی که از مردان حق سخن می‌گفت و خطاب پیری به او

اگلی نظم

پاک دینی گفت سی سال تمام

عمر بی‌خود می‌گذارم بر دوام

عطار»منطق‌الطیر»فی‌وصف حاله»گفتهٔ پاک‌دینی که سی‌سال عمر بی‌خود می‌گذارد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور