صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »خسرونامه
  3. »بخش 47 - بازگفتن حُسنا مكر خود با خسرو

بخش 47 - بازگفتن حُسنا مكر خود با خسرو

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
1

فغان برداشت آن مسکین مکّار

که زنهار، الا مان ای شاه، زنهار

2

بجان زنهار ده تا بازگویم

که چون زنهار دادی راز گویم

3

شه زنهار ده، زنهار دادش

دو گوش، آنگه سوی گفتار دادش

4

بدی میخواست گلرخ را از آن کار

خود او ماند ای عجب در زیر این بار

5

چه نیکو گفت خشم آلود سرهنگ

که گر چاهی کنی زیرش مکن تنگ

6

روا باشد، که چون در راه افتی

سراسیمه شوی در چاه افتی

7

زبان بگشاد و مکر خویش برگفت

کژی ننمود، و کم تا بیش برگفت

8

شه او را گفت: ای شوم جفا کار

چرا گشتی بدینسان ناوفادار

9

بزد القصّه بسیارش بزاری

فگند آنگاه در چاهش بخواری

10

چو شاه آگاه شد از درد خسرو

بدرد خسروش دل گشت پس رو

11

پدر، دردپسر، چون بیند آخر

دلش زیر و زبر، چون بیند آخر

12

بخسرو گفت صبری پیش‌ آور

مکش خود را و دل با خویش آور

13

که تا من چارهیی سازم هم امروز

نشانی جویم از ماه دل افروز

14

نویسم نامهیی سوی سپاهان

شوم گل را از آن اقلیم خواهان

15

اگر نفرستد آن گل را بر ما

دمار از وی برآرد لشگر ما

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چنین گفت آن حکیم نغز پاسخ

که چون از قصر شه گم گشت گلرخ

عطار»خسرونامه»بخش 46 - آگاهی یافتن خسرو از پیدا شدن گل

اگلی نظم

بگفت این و دبیری را بفرمود

که کلکش از عطارد گوی بربود

عطار»خسرونامه»بخش 48 - نامه نوشتن قیصر بشاه سپاهان

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور