صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »خسرونامه
  3. »بخش 41 - در صفت نی

بخش 41 - در صفت نی

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

یکی طاوس فر بگرفته ماری

چه ماری همچو کار افتاده زاری

22

تهی و قعر جان را دُر همی داد

نی و خوشی چو شکّر پُر همی داد

33

نفس زد گرچه شخصش بی روان بود

بسی نالید امّا بی زبان بود

44

بپاسخ بود بانگش بیست دربیست

نبودش جان ولی از باد میزیست

55

قلم بود و خطش گرد دهان بود

قلم استاده و انگشتان روان بود

66

چو نبضش دلبری آورد در دست

ز نبضش همچو نبض انگشت میجست

77

عجایب همدمی بود او دهان را

که دم خوردی و دم دادی جهان را

88

نه خُلق از حلق فرسودن گرفتش

نه دم از باد پیمودن گرفتش

99

چرا چندین دم او تیز رو بود

چو میدانست کز بادی گرو بود

1010

اگر بادی برو جست از نزاری

برون آمد ازو صد بانگ و زاری

1111

زمانی شور در آفاق افگند

زمانی پرده بر عشّاق افگند

1212

گهی راه عراق آهسته میزد

گهی راه سپاهان بسته میزد

1313

مخالف را چو در ره راست افگند

بصنعت جادویی کرد از نهاوند

1414

چگویم چون همه کاری نکو کرد

نوایی داشت هرکاری که او کرد

1515

چه گر از لاغری بی بیخ و بن بود

ولکین لعبتی شیرین سخن بود

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یکی صورت درآمد ماه پیکر

نهاده همچو گردون پای بر سر

عطار»خسرونامه»بخش 40 - در صفت دف

اگلی نظم

بتی خوشبوی همچون مشک بویا

زبان در بستهیی را کرده گویا

عطار»خسرونامه»بخش 42 - در صفت بربط

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور