صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عطار
  2. »خسرونامه
  3. »بخش 40 - در صفت دف

بخش 40 - در صفت دف

شاعر: عطار

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

یکی صورت درآمد ماه پیکر

نهاده همچو گردون پای بر سر

22

رخی مانند ماه آسمان داشت

ولیک از پنج ماه نوفغان داشت

33

تپانچه بر رخ چون ماه میخورد

چنان کز درد آن فریاد میکرد

44

چنان میتافت رویش از برون دست

که از چستی بچنبر می برون جست

55

چو آوازش بچنبر جان برآورد

سر بسیار کس در چنبر آورد

66

چو گردون چنبری گشت آشکاره

جلاجل چنبرش همچون ستاره

77

سه چیز مختلف او را تن آمد

ز حیوان ونبات و معدن آمد

88

دو روی و چار گوشش بود و سرنه

بسی زد حلقه از هر سوی و درنه

99

چو می بنواخت از مهر دلش دوست

ازان شادی نمیگنجید در پوست

1010

اگرچه دید روی دوست بیرون

نیامد پیش او از پوست بیرون

1111

اگرچه پوست از آهو رسیدش

ولی شیرافگنی نیکو رسیدش

1212

چو آن بی پا و سر برداشت آواز

نمیدانست کس از پای، سر، باز

1313

چو آواز خوشش بیهوش میداشت

خوش آوازی خود را گوش میداشت

1414

بهر پرده رهش پیوسته بودی

ولکین پردهٔ او بسته بودی

1515

نگاری ماهروی از پرده برخاست

بزد آن کوژ را در پردهٔ راست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

یکی پیری که او در پشت خم داشت

رگ و پی جمله بیرون شکم داشت

عطار»خسرونامه»بخش 39 - در صفت چنگ

اگلی نظم

یکی طاوس فر بگرفته ماری

چه ماری همچو کار افتاده زاری

عطار»خسرونامه»بخش 41 - در صفت نی

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور