عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 297غزل شمارهٔ 297شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: اندہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںآن را که غمت به خویش خواندشادی جهان غم تو داند22نقل کریںچون سلطنتت به دل درآیداز خویشتنش فراستاند33نقل کریںور هیچ نقاب برگشایییک ذره وجود کس نماند44نقل کریںچون نیست شوند در ره هستجان را به کمال دل رساند55نقل کریںزان پس نظرت به دست گیریعشق تو قیامتی براند66نقل کریںجان را دو جهان تمام بایدتا بر سگ کوی تو فشاند77نقل کریںچون بگشایی ز پای دل بندجان بند نهاد بگسلاند88نقل کریںهر پرده که پیش او درآیداز قوت عشق بردراند99نقل کریںساقی محبتش به هر گامذوق می عشق میچشاند1010نقل کریںوقت است که جان مست عطارابلق ز جهان برون جهاند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمگرد ره تو کعبه و خمار نماندیک دل ز می عشق تو هشیار نماندعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 296اگلی نظمچون تتق از روی آن شمع جهان برداشتندهمچو پروانه جهانی دل ز جان برداشتندعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 298◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںخوش باش که هر که راز داندداند که خوشی، خوشی کشاندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 712آن را که غمت ز در براندبختش همه دربدر دواندعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 94این درد مرا دوا که داند؟وین نامهٔ اندهم که خواند؟عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 95◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمگرد ره تو کعبه و خمار نماندیک دل ز می عشق تو هشیار نماندعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 296
اگلی نظمچون تتق از روی آن شمع جهان برداشتندهمچو پروانه جهانی دل ز جان برداشتندعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 298