زمین
ای رشک شاخ طوبی بالای دلربایت
بر وی لباس خوبی چست است چون قبایت
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 46
رفت آنکه کام خواهم از لعل جانفزایت
یک گام بس به فرقم از نعل بادپایت
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 47
زان یارِ دلنوازم، شُکری است با شکایت
گر نکتهدانِ عشقی، بشنو تو این حکایت
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 94
ای پرتو وجودت در عقل بی نهایت
هستی کاملت را نه ابتدا نه غایت
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 145