عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 330غزل شمارهٔ 330شاعر: عطاروزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: اریبودہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںهر که را در عشق تو کاری بودهر سر مویی برو خاری بود22نقل کریںیک زمان مگذار بی درد خودمتا مرا در هجر تو یاری بود33نقل کریںمست گشتم از تو گفتی صبر کنصبر کردن کار هشیاری بود44نقل کریںدل ز من بردی و گفتی غم مخورگر دلی نبود نه بس کاری بود55نقل کریںگر تو را در عشق دین و دل نمانداین چنین در عشق بسیاری بود66نقل کریںدل شد از دست و ز جان ترسم ازانکطره تو چست طراری بود77نقل کریںبی نمکدان لبت در هر دو کونمیندانم تا جگر خواری بود88نقل کریںگر بخندی عاشق بیمار راوقت بیماری شکرباری بود99نقل کریںرسته دندانت در بازار حسنتا قیامت روز بازاری بود1010نقل کریںگر بهای بوسه خواهی جز به جانمیندانم تا خریداری بود1111نقل کریںنافه وصلت که بویی کس نیافتکی سزای ناسزاواری بود1212نقل کریںای عجب بی زلف عنبر بیزتوهر کسی خواهد که عطاری بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهر که را ذرهای وجود بودپیش هر ذره در سجود بودعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 329اگلی نظممرد یک موی تو فلک نبودمحرم کوی تو ملک نبودعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 331◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںهر که را با تو سر و کاری بودجان نباشد در رهش خاری بودامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 785◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
هر که را با تو سر و کاری بودجان نباشد در رهش خاری بودامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 785