عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 329غزل شمارهٔ 329شاعر: عطاروزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: ودبودصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهر که را ذرهای وجود بودپیش هر ذره در سجود بود2نقل کریںنه همه بت ز سیم و زر باشدکه بت رهروان وجود بود3نقل کریںهر که یک ذره میکند اثباتنفس او گبر یا جهود بود4نقل کریںدر حقیقت چو جمله یک بودستپس همه بودها نبود بود5نقل کریںنقطهٔ آتش است در باطندود دیدن ازو چه سود بود6نقل کریںهر که آن نقطه دید هر دو جهانشمحو گشته ز چشم زود بود7نقل کریںزانکه دو کون پیش دیدهٔ دلچون سرابی همه نمود بود8نقل کریںهر که یک ذره غیر میبیندهمچو کوری میان دود بود9نقل کریںهمچو عطار در فنا میسوزتا دمی گر زنی چو عود بود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمزلف تو که فتنهٔ جهان بودجانم بربود و جای آن بودعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 328اگلی نظمهر که را در عشق تو کاری بودهر سر مویی برو خاری بودعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 330آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور