زمین
چون بینم اینکه رویت در چشم دیگر آید
کز دیده های خود هم چشم مرا در آید
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 822
از بس که چشم دارم کان مه ز در درآید
از جا جهم چو ناگه آواز در برآید
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 316
گفتم غمِ تو دارم گفتا غمَت سرآید
گفتم که ماهِ من شو گفتا اگر برآید
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 231