زمین
چه روی است آن که پیش کاروان است
مگر شمعی به دست ساروان است
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 81
غم پنهان که بی گفتن عیان است
چو آید بر زبان یک داستان است
علامہ اقبالارمغان حجازحضور رسالتبخش 6 - غم پنهان که بی گفتن عیان است
دگرگون کشور هندوستان است
دگرگون آن زمین و آسمان است
علامہ اقبالارمغان حجازحضور حقبخش 9 - دگرگون کشور هندوستان است
دل من رازدان جسم و جان است
نپنداری اجل بر من گران است
علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 112
عجم از نغمه ام آتش بجان است
صدای من درای کاروان است
علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 141
همه عالم خروش و جوش از آن است
که معشوقی چنین پیدا، نهان است
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 86
رهی کان ره نهان اندر نهان است
چو پیدا شد عیان اندر عیان است
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 87