عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 477غزل شمارهٔ 477شاعر: عطاروزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: ستمہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںتو بلندی عظیم و من پستمچکنم تا به تو رسد دستم22نقل کریںتا که سر زیر پای تو ننهمنرسم بر چنان که خود هستم33نقل کریںتا چنین هستیی حجابم بودآن ز من بود رخت بربستم44نقل کریںچون ز هستی خویش نیست شدملاجرم یا نه نیست یا هستم55نقل کریںگرچه وصل تو نیست یک نفسماشتیاق تو هست پیوستم66نقل کریںخود تو دانی کز اشتیاق تو بوددر دو عالم به هرچه پیوستم77نقل کریںدوش عشقت درآمد از در دلمن ز غیرت ز پای ننشستم88نقل کریںگفت بنشین و جام و جم در دهتا ز جام جمت کنی مستم99نقل کریںگفتمش جام جم به دستم بودطفل بودم ز جهل بشکستم1010نقل کریںگفت اگر جام جم شکست تورادیگری به از آنت بفرستم1111نقل کریںسخت درمانده بودم و عاجزچون شنیدم من این سخن رستم1212نقل کریںآفتابی برآمد از جانممن ز هر دو جهان برون جستم1313نقل کریںاز بلندی که جان من بر شدعرش و کرسی به جمله شد پستم1414نقل کریںچون شوم من ورای هر دو جهانماه و ماهی فتاد در شستم1515نقل کریںعمر عطار شد هزاران قرنچند گویی ز پنجه و شستم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز عشق تو من به دیر بنشستمزنار مغانهٔ بر میان بستمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 476اگلی نظمدرآمد دوش ترک نیم مستمبه ترکی برد دین و دل ز دستمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 478◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںاز می عشق تو چنان مستمکه ندانم که نیست یا هستمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 482◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور