عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 482غزل شمارهٔ 482شاعر: عطاروزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: ستمہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاز می عشق تو چنان مستمکه ندانم که نیست یا هستم2نقل کریںآتش عشق چون درآمد تنگمن ز خود رستم و درو جستم3نقل کریںلاجرم هست نیستم، هیچملاجرم عاقلی نیم، مستم4نقل کریںچند گویم ز خود که در ره عشقجرعهای خوردم و ز خود رستم5نقل کریںننگ من از من است بی من منبر پریدم به دوست پیوستم6نقل کریںساقیا درد درد در ده زودکه به یک درد توبه بشکستم7نقل کریںباز، خمخانه برگشادم درباز، زنار بر میان بستم8نقل کریںهرچه کردم به عمرهای دراززان همه حسرت است در دستم9نقل کریںترک عطار گفتم و بی اودیده پر خون به گوشه بنشستم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممرا قلاش میخوانند، هستممن از دردی کشان نیم مستمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 481اگلی نظمعزم عشق دلستانی داشتموقف کردم نیم جانی داشتمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 483زمینہم وزن و قافیہ نظمیںتو بلندی عظیم و من پستمچکنم تا به تو رسد دستمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 477آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور