عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 476غزل شمارهٔ 476شاعر: عطاروزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)قافیہ: ستمصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںاز عشق تو من به دیر بنشستمزنار مغانهٔ بر میان بستم2نقل کریںچون حلقهٔ زلف توست زناریزنار چرا همیشه نپرستم3نقل کریںگر دین و دلم ز دست شد شایدچون حلقه زلف توست در دستم4نقل کریںدستآویزی نکو به دست آمددر زلف تو دست تا بپیوستم5نقل کریںچون ترسایی درست شد بر منخوردم می عشق و توبه بشکستم6نقل کریںزان می که به جرعهای که من خوردمگویی ز هزار سالگی مستم7نقل کریںدر سینه دریچهای پدید آمدبسیار بر آن دریچه بنشستم8نقل کریںصد بحر از آن دریچه پیدا شدمن چشمهٔ دل به بحر پیوستم9نقل کریںطاقت چو نداشتم شدم غرقهزان صید که اوفتاد در شستم10نقل کریںجانم چو ز عشق آن جهانی شداز رسم و رسوم این جهان رستم11نقل کریںباور نکنند اگر به نطق آرمامروز بدین صفت که من هستم12نقل کریںنه موجودم نه نیز معدوممهیچم، همهام، بلندم و پستم13نقل کریںعطار درین چنین خطرگاهیتو دانی و تو که من برون جستم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمنه ز وصل تو نشان مییابمنه ز هجر تو امان مییابمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 475اگلی نظمتو بلندی عظیم و من پستمچکنم تا به تو رسد دستمعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 477آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور