عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 700غزل شمارهٔ 700شاعر: عطاروزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ویتوہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجانا بسوخت جان من از آرزوی تودردم ز حد گذشت ز سودای روی تو2نقل کریںچندین حجاب و بنده به ره بر گرفتهایتا هیچ خلق پی نبرد راه کوی تو3نقل کریںچون مشک در حجاب شدی در میان جانتا ناقصان عشق نیابند بوی تو4نقل کریںگشتی چو گنج زیر طلسم جهان نهانتا جز تو هیچکس نبرد ره به سوی تو5نقل کریںدر غایت علوی تو ارواح پست شدکو دیدهای که در نظر آرد علوی تو6نقل کریںدر وادی غم تو دل مستمند ماخالی نبود یک نفس از جستجوی تو7نقل کریںبسیار جست و جوی تو کردم که عاقبتعمرم رسید و مینرسد گفت و گوی تو8نقل کریںاز بس که انتظار تو کردم به روز و شبعطار را بسوخت دل از آرزوی تو◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای دو عالم یک فروغ از روی توهشت جنت خاکبوس کوی توعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 699اگلی نظمذرهای نادیده گنج روی توره بزد بر ما طلسم موی توعطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 701زمینہم وزن و قافیہ نظمیںمن کیستم که چشم گشایم به روی تواین بس که می کنم به زبان گفت و گوی توجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 807ای آرزوی جان و دلم ز آرزوی توبیمار گشته به نشود جز به بوی توعراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 228آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
من کیستم که چشم گشایم به روی تواین بس که می کنم به زبان گفت و گوی توجامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 807