Audio recordings
Divan-e Shams by Rumi, in audio recordings by محسن لیلهکوهی
This page shows only audio recordings by محسن لیلهکوهی.
Poems
غزل شمارهٔ 1621چو غلام آفتابم هم از آفتاب گویم
غزل شمارهٔ 1622تو ز من ملول گشتی که من از تو ناشتابم
غزل شمارهٔ 1624خبری اگر شنیدی ز جمال و حسن یارم
غزل شمارهٔ 1628دیده از خلق ببستم چو جمالش دیدم
I closed my eyes to creation when I beheld his beauty, I became intoxicated with his beauty and bestowed my soul.
غزل شمارهٔ 1629دل چه خوردهست عجب دوش که من مخمورم
غزل شمارهٔ 1637منم آن دزد که شب نقب زدم ببریدم
غزل شمارهٔ 1644جز ز فتان دو چشمت ز کی مفتون باشیم
غزل شمارهٔ 1649وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم
The time has come for us to become madmen in your chain, to burst our bonds and become estranged from all;
غزل شمارهٔ 1653من از این خانه پرنور به در می نروم
غزل شمارهٔ 1673امشب ای دلدار مهمان توییم
غزل شمارهٔ 1674ما ز بالاییم و بالا میرویم
غزل شمارهٔ 1686گفتم که عهد بستم وز عهد بد برستم
غزل شمارهٔ 1690اندر دو کون جانا بیتو طرب ندیدم
Without you, Darling, in both worlds I have seen no joy; many wonders I have seen, a wonder like you I have not seen.
غزل شمارهٔ 1697آری ستیزه می کن تا من همیستیزم
غزل شمارهٔ 1698ای توبهام شکسته از تو کجا گریزم
غزل شمارهٔ 1724همه جمال تو بینم چو چشم باز کنم
غزل شمارهٔ 1726بیار باده که دیر است در خمار توام
غزل شمارهٔ 1740خوشی خوشی تو ولی من هزار چندانم
غزل شمارهٔ 1759اه چه بیرنگ و بینشان که منم
غزل شمارهٔ 1771شد ز غمت خانهٔ سودا دلم
غزل شمارهٔ 1785بیا بیا دلدار من دلدار من
غزل شمارهٔ 1786دزدیده چون جان میروی اندر میانِ جانِ من
Stealthily as the soul, you are going in the midst of my soul; O luster of my garden, you are my gracefully moving cypress.
غزل شمارهٔ 1790دلدار من در باغ دی میگشت و میگفت ای چمن
غزل شمارهٔ 1792این کیست این این کیست این این یوسف ثانی است این
غزل شمارهٔ 1794ای باغبان ای باغبان آمد خزان آمد خزان
O gardener, gardener, autumn has come, autumn has come; see on branch and leaf the mark, see the mark of heart-anguish.
غزل شمارهٔ 1797ای دل شکایتها مکن تا نشنود دلدار من
غزل شمارهٔ 1798ای یار من، ای یار من، ای یار بیزنهار من
غزل شمارهٔ 1810من دزد دیدم کو برد مال و متاع مردمان
غزل شمارهٔ 1814عشق تو آورد قدح پر ز بلای دل من
غزل شمارهٔ 1817قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من
غزل شمارهٔ 1821آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن
غزل شمارهٔ 1822ای شده از جفای تو جانب چرخ دود من
غزل شمارهٔ 1823سیر نمیشوم ز تو نیست جز این گناه من
I become not satiated with you—this is my only sin; be not satiated with compassion for me, O my refuge in both worlds!

