Audio recordings
Divan-e Shams by Rumi, in audio recordings by فاطمه زندی
This page shows only audio recordings by فاطمه زندی.
Poems
غزل شمارهٔ 1289دلی کز تو سوزد چه باشد دوایش
غزل شمارهٔ 1299گویند شاه عشق ندارد وفا دروغ
They say, “The king of love is not faithful.” Lies! They say, “Your night will never have a dawn.” Lies!
غزل شمارهٔ 1309ای جهان را دلگشا اقبال عشق
غزل شمارهٔ 1315روان شد اشک یاقوتی ز راه دیدگان اینک
غزل شمارهٔ 1324برخیز ز خواب و ساز کن چنگ
غزل شمارهٔ 1325عشق خامش طرفهتر یا نکتههای چنگ چنگ
غزل شمارهٔ 1326عاشقیّ و آنگَهانی نام و ننگ؟
What, loverhood and then concern for name and shame? That should not be; Love’s village is stone on stone!
رباعی شمارهٔ 1351من مهر تو بر تارک افلاک نهم
غزل شمارهٔ 1371ای عاشقان ای عاشقان پیمانه را گم کردهام
غزل شمارهٔ 1372این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیدهام
This time I am wholly involved in loverhood, this time I am wholly cut off from well-being.
غزل شمارهٔ 1375باز آمدم چون عیدِ نو، تا قفلِ زندان بشکنم
غزل شمارهٔ 1377ای با من و پنهان چو دل، از دل سلامت میکنم
غزل شمارهٔ 1378ای آسمان این چرخ من زان ماه رو آموختم
غزل شمارهٔ 1383تا من بدیدم روی تو ای ماه و شمع روشنم
غزل شمارهٔ 1384عشقا، تو را قاضی برم کاشکستیم همچون صنم
غزل شمارهٔ 1385بس جهد میکردم که من آیینهٔ نیکی شوم
غزل شمارهٔ 1386آمد بهار ای دوستان، منزل به سروستان کنیم
غزل شمارهٔ 1387هین، خیره خیره مینگر اندر رخ صفراییم
غزل شمارهٔ 1392یار شدم، یار شدم، با غم تو یار شدم
غزل شمارهٔ 1393مُرده بُدم زنده شدم، گریه بُدم خنده شدم
I was dead, I became alive; I was weeping, I became laughing; the power of love came, and I became everlasting power.
غزل شمارهٔ 1394دفع مده دفع مده من نروم تا نخورم
غزل شمارهٔ 1396باز در اسرار روم جانب آن یار روم
غزل شمارهٔ 1397زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم
Of these two thousand I’s and we’s I wonder, which one am I? Give ear to my babble, do not lay your hand on my mouth.
غزل شمارهٔ 1398جمع تو دیدم پس از این هیچ پریشان نشوم
غزل شمارهٔ 1399هر نفسی تازه ترم کز سر روزن بپرم
غزل شمارهٔ 1400تیز دَوم، تیز دَوم، تا به سواران برسم
غزل شمارهٔ 1401کوه نیم سنگ نیم چونک گدازان نشوم
غزل شمارهٔ 1402دوش چه خوردهای بگو ای بت همچو شکرم
غزل شمارهٔ 1403آمدهام که سر نهم عشق تو را به سر برم
غزل شمارهٔ 1404کار مرا چو او کند کار دگر چرا کنم
غزل شمارهٔ 1406هر شب و هر سحر تو را من به دعا بخواستم
غزل شمارهٔ 1407دوش چه خوردهای بگو ای بت همچو شکرم
غزل شمارهٔ 1408تا به کی ای شکر چو تن بیدل و جان فغان کنم
غزل شمارهٔ 1409ای تو بداده در سحر از کف خویش بادهام
غزل شمارهٔ 1410تا که اسیر و عاشق آن صنم چو جان شدم
غزل شمارهٔ 1411گرم درآ و دم مده باده بیار ای صنم
غزل شمارهٔ 1412بیا هر کس که می خواهد که تا با وی گرو بندم
غزل شمارهٔ 1413کشید این دل گریبانم به سوی کوی آن یارم
غزل شمارهٔ 1414درخت و آتشی دیدم ندا آمد که جانانم
I saw a tree and a fire. A call came, “My darling!” That fire is calling me; am I Moses son of ‘Imr¯an?
غزل شمارهٔ 1415ز فرزین بند آن رخ من چه شهماتم چه شهماتم
غزل شمارهٔ 1417به حق روی تو که من چنین رویی ندیدستم
غزل شمارهٔ 1425دعا گویی است کار من بگویم تا نطق دارم
غزل شمارهٔ 1443بشستم تخته هستی سر عالم نمیدارم
غزل شمارهٔ 1446گر بیدل و بیدستم وز عشق تو پابستم
غزل شمارهٔ 1458یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمیدارم
Not for one single moment do I let hold of you, for you are my whole concern, you are my whole affair.

