Audio recordings
Divan-e Shams by Rumi, in audio recordings by فاطمه زندی
This page shows only audio recordings by فاطمه زندی.
Poems
غزل شمارهٔ 527گر جان عاشق دم زند آتش در این عالم زند
غزل شمارهٔ 528آن کیست آن آن کیست آن کاو سینه را غمگین کند
Who is that, who is that who makes the breast sorrowful, then when you make complaint before Him, He turns your bitter sweet?
غزل شمارهٔ 530امروز خندانیم و خوش کان بخت خندان میرسد
غزل شمارهٔ 538گر آتش دل برزند بر مؤمن و کافر زند
غزل شمارهٔ 539مستی سلامت میکند، پنهان پیامت میکند
غزل شمارهٔ 540مستی سلامت میکند پنهان پیامت میکند
غزل شمارهٔ 549آب زنید راه را، هین که نگار میرسد
غزل شمارهٔ 550پنبه ز گوش دور کن بانگ نجات میرسد
غزل شمارهٔ 553بیهمگان به سر شود، بیتو به سر نمیشود
غزل شمارهٔ 554این رخ رنگ رنگ من هر نفسی چه میشود
غزل شمارهٔ 555چونک جمال حسن تو، اسبِ شکار زین کند
غزل شمارهٔ 556جور و جفا و دوریی کان کنکار میکند
غزل شمارهٔ 557دل چو بدید روی تو چون نظرش به جان بود
غزل شمارهٔ 562خیال ترک من هر شب صفات ذات من گردد
غزل شمارهٔ 563دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
My heart, be seated near that person who has experience of the heart, go under that tree which bears fresh blossoms.
غزل شمارهٔ 573برآمد بر شجر طوطی که تا خطبهیْ شکر گوید
غزل شمارهٔ 574مرا عاشق چنان باید که هر باری که برخیزد
غزل شمارهٔ 583رسیدم در بیابانی که عشق از وی پدید آید
غزل شمارهٔ 591چه بویست این چه بویست این مگر آن یار میآید
غزل شمارهٔ 592اگر چرخ وجود من از این گردش فروماند
غزل شمارهٔ 594امروز جمال تو سیمای دگر دارد
Today your beauty has another lineament, today your delectable lip has another sweetmeat;
غزل شمارهٔ 597امروز جمال تو بر دیده مبارک باد
غزل شمارهٔ 598یارانِ سحر خیزان تا صبح که دریابد؟
Morn-arising friends, who is there that discovers the dawn, who discovers us dancing in confusion like atoms?
رباعی شمارهٔ 600پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد
غزل شمارهٔ 602آن کس که تو را دارد از عیش چه کم دارد
غزل شمارهٔ 609در خانهٔ غم بودن، از همّت دون باشد
غزل شمارهٔ 610نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شد
غزل شمارهٔ 616چونی و چه باشد چون تا قدر تو را داند
غزل شمارهٔ 617چشم از پی آن باید تا چیز عجب بیند
غزل شمارهٔ 625گر ماه شب افروزان روپوش روا دارد
غزل شمارهٔ 626هر کآتش من دارد او خرقه ز من دارد
غزل شمارهٔ 627عاشق به سوی عاشق زنجیر همیدرد
غزل شمارهٔ 628ای دوست! شکر بهتر یا آنک شکر سازد؟
غزل شمارهٔ 631نومید مشو جانا، کاومید پدید آمد
Do not despair, my soul, for hope has manifested itself; the hope of every soul has arrived from the unseen.
غزل شمارهٔ 632عید آمد و عید آمد وان بخت سعید آمد
غزل شمارهٔ 633شمس و قمرم آمد سمع و بصرم آمد
غزل شمارهٔ 636بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید
Die now, die now, in this Love die; when you have died in this Love, you will all receive new life.
غزل شمارهٔ 644تا نقش تو در سینه ما خانه نشین شد
Since your image dwelt within the house of our breasts, wherever we sit has become like highest paradise.
غزل شمارهٔ 647تدبیر کند بنده و تقدیر نداند
غزل شمارهٔ 648ای قوم به حج رفته کجایید؟ کجایید؟
غزل شمارهٔ 649بر چرخ سحرگاه یکی ماه عیان شد
At the dawn hour a moon appeared in the sky, came down from the sky and gazed upon me.
غزل شمارهٔ 652تدبیر کند بنده و تقدیر نداند
غزل شمارهٔ 662اگر عالم همه پرخار باشد
Though the whole world be full of thorns, the heart of the lover is wholly a rosebower;

