Audio recordings
Divan-e Shams by Rumi, in audio recordings by عندلیب
This page shows only audio recordings by عندلیب.
Poems
غزل شمارهٔ 2505چو بی گه آمدی باری درآ مردانه ای ساقی
غزل شمارهٔ 2506مبارک باشد آن رو را بدیدن بامدادانی
غزل شمارهٔ 2507بیامد عید ای ساقی عنایت را نمیدانی
غزل شمارهٔ 2508مرا آن دلبر پنهان همیگوید به پنهانی
غزل شمارهٔ 2509بر دیوانگان امروز آمد شاه پنهانی
Today the king in secret visited the madmen; a shout went up from the souls of the spiritual distracted ones.
غزل شمارهٔ 2510مرا پرسید آن سلطان به نرمی و سخنخایی
غزل شمارهٔ 2511به باغ و چشمه حیوان چرا این چشم نگشایی
غزل شمارهٔ 2512رها کن ماجرا ای جان فروکن سر ز بالایی
غزل شمارهٔ 2513بیا ای عارف مطرب چه باشد گر ز خوش خویی
غزل شمارهٔ 2514درآمد در میان شهر آدم زفت سیلابی
There entered the city of man a mighty torrent; the heavens were destroyed, and a waterwheel of pure light was set turning.
غزل شمارهٔ 2515یکی گنجی پدید آمد در آن دکان زرکوبی
غزل شمارهٔ 2516اگر الطاف شمس الدین بدیده برفتادستی
غزل شمارهٔ 2517ز رنگ روی شمس الدین گرم خود بو و رنگستی
غزل شمارهٔ 2518اگر امروز دلدارم کند چون دوش بدمستی
غزل شمارهٔ 2519غلام پاسبانانم که یارم پاسبانستی
غزل شمارهٔ 2519غلام پاسبانانم که یارم پاسبانستی
غزل شمارهٔ 2520گر آبت بر جگر بودی دل تو پس چه کاره ستی
غزل شمارهٔ 2521اگر یار مرا از من غم و سودا نبایستی
غزل شمارهٔ 2522دل پردرد من امشب بنوشیدهست یک دردی
غزل شمارهٔ 2523دل آتش پرست من که در آتش چو گوگردی
Fire-worshiping heart of mine who spins like a ball in the fire, say to the saki, “Quick now, a glass of lees to begin with!”
غزل شمارهٔ 2524اگر آب و گل ما را چو جان و دل پری بودی
غزل شمارهٔ 2525اگر گلهای رخسارش از آن گلشن بخندیدی
غزل شمارهٔ 2526نکو بنگر به روی من نه آنم من که هر باری
غزل شمارهٔ 2527بنامیزد نگویم من که تو آنی که هر باری
غزل شمارهٔ 2528مروت نیست در سرها که اندازند دستاری
غزل شمارهٔ 2529ایا نزدیک جان و دل چنین دوری روا داری
غزل شمارهٔ 2530دلم همچون قلم آمد در انگشتان دلداری
My heart came like a pen in the fingers of the Beloved; tonight it is writing zai, tomorrow it will write rai.
غزل شمارهٔ 2531چو سرمست منی ای جان ز درد سر چه غم داری
غزل شمارهٔ 2532کی افسون خواند در گوشت که ابرو پر گره داری؟!
غزل شمارهٔ 2533برآ بر بام ای عارف بکن هر نیم شب زاری
غزل شمارهٔ 2534مها یک دم رعیت شو مرا شه دان و سالاری
غزل شمارهٔ 2535هر آن بیمار مسکین را که از حد رفت بیماری
غزل شمارهٔ 2536مثال باز رنجورم زمین بر، من ز بیماری
غزل شمارهٔ 2537مگردانید با دلبر به حق صحبت و یاری
By the right of old companionship and friendship, do not repeat to the Beloved all that I uttered last night, unconscious and sick;
غزل شمارهٔ 2538حجاب از چشم بگشایی که سبحان الذی اسری
غزل شمارهٔ 2539یکی طوطی مژده آور یکی مرغی خوش آوازی
غزل شمارهٔ 2540چو شیر و انگبین جانا چه باشد گر درآمیزی
غزل شمارهٔ 2541الا ای جان جان جان چو میبینی چه میپرسی
غزل شمارهٔ 2542بتاب ای ماه بر یارم بگو یارا اغاپوسی
غزل شمارهٔ 2543بیا ای شاه خودکامه نشین بر تخت خودکامی
غزل شمارهٔ 2544شنیدم کاشتری گم شد ز کردی در بیابانی
غزل شمارهٔ 2545مگر مستی نمیدانی که چون زنجیر جنبانی
غزل شمارهٔ 2546سحرگه گفتم آن مه را که ای من جسم و تو جانی
At dawn I said to that moon, “O I body and you soul, I am in this state that you see, and weep for what you know.

