Audio recordings
Divan-e Shams by Rumi, in audio recordings by علیرضا بخشی زاده روشنفکر
This page shows only audio recordings by علیرضا بخشی زاده روشنفکر.
Poems
غزل شمارهٔ 1466در عشق سلیمانی من همدم مرغانم
غزل شمارهٔ 1467این شکل که من دارم ای خواجه که را مانم
غزل شمارهٔ 1468امروز خوشم با تو، جان تو و فردا هم
غزل شمارهٔ 1469بیخود شدهام لیکن بیخودتر از این خواهم
غزل شمارهٔ 1471مخمورم پرخواره اندازه نمیدانم
غزل شمارهٔ 1472دگربار دگربار ز زنجیر بجستم
Once again, once again I have escaped from my chains, I have burst out of these bonds and this trap which seizes the infirm.
غزل شمارهٔ 1473بیایید بیایید به گلزار بگردیم
غزل شمارهٔ 1475بجوشید بجوشید که ما اهل شعاریم
غزل شمارهٔ 1523نه آن شیرم که با دشمن برآیم
غزل شمارهٔ 1621چو غلام آفتابم هم از آفتاب گویم
غزل شمارهٔ 1759اه چه بیرنگ و بینشان که منم
غزل شمارهٔ 1786دزدیده چون جان میروی اندر میانِ جانِ من
Stealthily as the soul, you are going in the midst of my soul; O luster of my garden, you are my gracefully moving cypress.
غزل شمارهٔ 1786دزدیده چون جان میروی اندر میانِ جانِ من
Stealthily as the soul, you are going in the midst of my soul; O luster of my garden, you are my gracefully moving cypress.
غزل شمارهٔ 1792این کیست این این کیست این این یوسف ثانی است این
غزل شمارهٔ 1793این کیست این این کیست این هذا جنون العاشقین
غزل شمارهٔ 1805پوشیده چون جان میروی، اندر میان جانِ من
غزل شمارهٔ 1805پوشیده چون جان میروی، اندر میان جانِ من
غزل شمارهٔ 1823سیر نمیشوم ز تو نیست جز این گناه من
I become not satiated with you—this is my only sin; be not satiated with compassion for me, O my refuge in both worlds!
غزل شمارهٔ 1824سیر نمیشوم ز تو ای مه جان فزای من
غزل شمارهٔ 1827دوش چه خوردهای دلا؟ راست بگو نهان مکن
غزل شمارهٔ 1827دوش چه خوردهای دلا؟ راست بگو نهان مکن
غزل شمارهٔ 1855چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون
غزل شمارهٔ 1946کاشکی از غیر تو آگه نبودی جان من
غزل شمارهٔ 1992خوی با ما کن و با بیخبران خوی مکن
غزل شمارهٔ 1996چون خیال تو درآید به دلم رقص کنان
غزل شمارهٔ 2020ای خدا این وصل را هجران مکن
غزل شمارهٔ 2022ای زیان و ای زیان و ای زیان
غزل شمارهٔ 2038از زنگ لشکر آمد بر قلب لشکرش زن
غزل شمارهٔ 2039رو سر بِنِه به بالین، تنها مرا رها کن
Go, lay your head on the pillow, let me alone; leave me ruined and night-faring and afflicted as I am.
غزل شمارهٔ 2054بشنیدهام که عزم سفر میکنی مکن
I have heard that you are intending to journey; do not. That you give your love to another friend and companion; do not.
غزل شمارهٔ 2131حیلت رها کن عاشقا؛ دیوانه شو، دیوانه شو.
غزل شمارهٔ 2149ای تو خموش پرسخن چیست خبر بیا بگو
غزل شمارهٔ 2150عید نمیدهد فرح بینظر هلال تو
غزل شمارهٔ 2151در سفر هوای تو بیخبرم به جان تو
غزل شمارهٔ 2162دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان تو
غزل شمارهٔ 2163چو شیرینتر نمود ای جان مها شور و بلای تو
غزل شمارهٔ 2214خنک آن دم که نشینیم در ایوان، من و تو
Happy the moment when we, you and I, sit in the palace, with two forms and two figures but with one soul, you and I.
غزل شمارهٔ 2215گر رَود دیده و عقل و خرد و جان، تو مرو
غزل شمارهٔ 2219من غلام قمرم، غَیر قمر، هیچ مگو
غزل شمارهٔ 2223ای همه سرگشتگان مهمان تو
غزل شمارهٔ 2224ای بمرده هر چه جان در پای او
غزل شمارهٔ 2225شکر ایزد را که دیدم روی تو
غزل شمارهٔ 2226ای بکرده رخت عشاقان گرو
You who have made the lovers’ whole baggage a wager, do not shed the blood of these lovers, and do not depart.
غزل شمارهٔ 2245مطرب مهتاب رو آنچ شنیدی بگو
غزل شمارهٔ 2246ای سر مردان برگو برگو
غزل شمارهٔ 2247مرا اگر تو نیابی به پیش یار بجو
غزل شمارهٔ 2250هزار بار کشیدهست عشقِ کافرخو
غزل شمارهٔ 2319آن یار غریب من آمد به سوی خانه
That stranger-beloved of mine has returned to the house; today gaze about and behold strange forms!

