غزل شمارهٔ 435

Toggle stanza 1
گفتی که نخواهیم تو را گر بت چینی
1

گفتی که نخواهیم تو را گر بت چینی

ظنم نه چنان بود که با ما تو چنینی

2

بر آتش تیزم بنشانی بنشینم

بر دیدهٔ خویشت بنشانم ننشینی

3

ای بس که بجویی تو مرا باز نیابی

ای بس که بپویی و مرا باز نبینی

4

با من به زبانی و به دل با دگرانی

هم دوست‌تر از من نبود هر که گزینی

5

من بر سر صلحم تو چرا جنگ گزینی

من بر سر مهرم تو چرا بر سر کینی

6

گویی دگری گیر مها شرط نباشد

تو یار نخستین من و بازپسینی

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…