غزل شمارهٔ 435
شاعر: سنایی
Toggle stanza 1گفتی که نخواهیم تو را گر بت چینی
11
گفتی که نخواهیم تو را گر بت چینی
ظنم نه چنان بود که با ما تو چنینی
22
بر آتش تیزم بنشانی بنشینم
بر دیدهٔ خویشت بنشانم ننشینی
33
ای بس که بجویی تو مرا باز نیابی
ای بس که بپویی و مرا باز نبینی
44
با من به زبانی و به دل با دگرانی
هم دوستتر از من نبود هر که گزینی
55
من بر سر صلحم تو چرا جنگ گزینی
من بر سر مهرم تو چرا بر سر کینی
66
گویی دگری گیر مها شرط نباشد
تو یار نخستین من و بازپسینی
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

