غزل شمارهٔ 1014
Toggle stanza 1هر قطره می لعل که ریزد به زمینی
هر قطره می لعل که ریزد به زمینی
از جام تو بر خاتم عیش است نگینی
با ظلمت شک سر دهانت نتوان یافت
از نور رخت گر ندمد صبح یقینی
گفتم شدم ایمن ز بلاهای زمانه
ناگاه خیال تو درآمد ز کمینی
هر دین که نه عشق است همه کفر و ضلال است
با عشق تو فارغ شده ام از همه دینی
صد خار ز هجران به دلم به که چو آیم
گیرد به ملامت خم ابروی تو چینی
از خاک درت گرچه شوم گرد نخیزم
در کوی وفا نیست چو من خاک نشینی
درج گهر آمد لبت آن را به امانت
بسپار به جامی که چو او نیست امینی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
بازم به جنون زد هوس طرح زمینی
کز نام سخن تازه کنم قطعه نگینی
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2786
گیرم که نبینی رخ آن دختر چینی
از جنبش او جنبش این پرده نبینی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2641
گفتی که نخواهیم تو را گر بت چینی
ظنم نه چنان بود که با ما تو چنینی
SanaiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 435
Sources
Persian text source: Ganjoor

