غزل شمارهٔ 3761
Toggle stanza 1خوش آن که چون گل ازین باغ خنده رو گذرد
11
خوش آن که چون گل ازین باغ خنده رو گذرد
چو برق بر خس و خاشاک آرزو گذرد
22
گره ز غنچه پیکان به عطسه بگشاید
اگر نسیم بر آن زلف مشکبو گذرد
33
ملایمت سپر سیل حادثات بود
شراب شیشه شکن مشکل از کدو گذرد
44
به سرعتی که کند سیر، ماه در ته ابر
ز پیش چشم من آن آفتاب رو گذرد
55
کسی که حفظ کند آبروی غیرت را
تمام مدت عمرش به یک وضو گذرد
66
سیاهروی بود پیش اهل حال کسی
که همچو خامه مدارش به گفتگو گذرد
77
به آفتاب جهانتاب می رسد صائب
سبکروی که چو شبنم ز رنگ و بو گذرد
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.
Loading…

