Toggle stanza 1
گلی که طرح دهد رخ به نوبهار این است
1

گلی که طرح دهد رخ به نوبهار این است

لبی که می شکند دیدنش خمار این است

2

بلند بخت نهالی که از خجالت او

الف کشد به زمین سرو جویبار این است

3

به چشم دیده وران آفتاب عالمتاب

پیاده ای است زمین گیر اگر سوار این است

4

کند ز نشو و نما منع سبزه خط را

اگر حلاوت آن لعل آبدار این است

5

جهان به دیده خورشید تار می سازد

اگر ترقی آن خط مشکبار این است

6

ز زنگ، آینه آفتاب در خطرست

اگر عیار تریهای روزگار این است

7

ز زهد خشک اثر در جهان نخواهد ماند

اگر طراوت ایام نوبهار این است

8

قدم ز گوشه عزلت برون منه صائب

که چاره دل آشفته روزگار این است

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…