غزل شمارهٔ 1870
Toggle stanza 1بیداری سیاه دلان عین غفلت است
بیداری سیاه دلان عین غفلت است
خوابی که نیست از سر غفلت، عبادت است
از زهد خشک بر دل زاهد غبار نیست
تابوت بهر مرده دلان مهد راحت است
شرط طواف کعبه دل، بی بضاعتی است
گر شرط طوف کعبه گل، استطاعت است
آبی که داد زندگی جاودان به خضر
در قبضه تصرف تیغ شهادت است
شیطان پا برجاست شود هر چه عادتی
بیچاره آن که در گرو رسم عادت است
غیر از دل شکسته خود، گوشه گیر را
هر گوشه ای که هست، کمینگاه شهرت است
دامی که غیر خوردن دل نیست دانه اش
امروز در بساط زمین دام صحبت است
از ماه مصر، صلح به آوازه کرده است
گر مطلب کریم ز انعام، شهرت است
چون چشم سوزن است جهان وسیع، تنگ
صائب به چشم هر که مقید به ساعت است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ای پیر، خاک پای تو نور سعادت است
مقراض توبه تو چو لای شهادت است
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 307
گلکردن هوس ز دل صاف تهمت است
موج و حباب چشمهٔ آیینه حیرت است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 452
ساقی بیا و باده ده اکنون که فرصت است
مطرب بزن ترانه که فرصت غنیمت است
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 123
آنی که پای تا به سرت عجب طاعت است
شب زنده داریت بتر از خواب غفلت است
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 45
باد بهار سلسله جنبان صحبت است
موج شراب دام پریزاد عشرت است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1868
هشیار زیستن نه ز قانون حکمت است
در کارخانه ای که نظامش به غفلت است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1872
پوشیدن نظر ز جهان عین حکمت است
قطع نظر ز خلق کمال بصیرت است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1873
Sources
Persian text source: Ganjoor

