غزل شمارهٔ 1872
Toggle stanza 1هشیار زیستن نه ز قانون حکمت است
هشیار زیستن نه ز قانون حکمت است
در کارخانه ای که نظامش به غفلت است
این کنج عزلتی که گرفته است شیخ شهر
در چشم اهل دید کمینگاه شهرت است
بند از دهان کیسه گشودن، نه از زبان
ای خواجه در طریقه ما شکر نعمت است
سوداگرست هر که دهد زر به آبروی
آن کس که بی سؤال دهد اهل همت است
دشت گشاده را نشود بستگی نصیب
سین سخا کلید در باغ جنت است
از تیغ آفتاب گل و لاله رنگ باخت
شبنم هنوز مست شکرخواب غفلت است
در کاسه سری که بود فکر آب و نان
چون آسیا همیشه پر از گرد کلفت است
یک کشتی درست به ساحل نمی رسد
زین شورشی که در سر دریای وحدت است
گوهر ز اشک ابر سرانجام می کند
صائب کسی که همچو صدف پاک طینت است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
ای پیر، خاک پای تو نور سعادت است
مقراض توبه تو چو لای شهادت است
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 307
گلکردن هوس ز دل صاف تهمت است
موج و حباب چشمهٔ آیینه حیرت است
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 452
ساقی بیا و باده ده اکنون که فرصت است
مطرب بزن ترانه که فرصت غنیمت است
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 123
آنی که پای تا به سرت عجب طاعت است
شب زنده داریت بتر از خواب غفلت است
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 45
باد بهار سلسله جنبان صحبت است
موج شراب دام پریزاد عشرت است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1868
بیداری سیاه دلان عین غفلت است
خوابی که نیست از سر غفلت، عبادت است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1870
پوشیدن نظر ز جهان عین حکمت است
قطع نظر ز خلق کمال بصیرت است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1873
Sources
Persian text source: Ganjoor

