غزل شمارهٔ 6606
Poet: Saib
Toggle stanza 1نه سرخ چهره خورشید را شفق کرده
نه سرخ چهره خورشید را شفق کرده
که از خجالت روی تو خون عرق کرده
بگو به غمزه که شمشیر در نیام کند
که شرم کشور حسن ترا نسق کرده
کجا خورد غم دل کودکی که مصحف را
همیشه ختم به گرداندن ورق کرده
شده است زورق خورشید و ماه طوفانی
ز تاب می گل روی تو تا عرق کرده
ز روی ساده به هر کس که هم سبق شده ای
صحیفه دل خود ساده از سبق کرده
فتد چو کار به سر، کار ذوالفقار کند
به تیغ آه دلی را که درد شق کرده
ز خلق صائب هر کس که روی گردان شد
به هر طرف که کند روی، رو به حق کرده
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
رسید ترک من از تاب می عرق کرده
شکسته طرف کله جیب جامه شق کرده
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 872
منم چو صبح ز شوق تو جامه شق کرده
ز مهر عارض تو اشک چون شفق کرده
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 873
رخت که همچو گل از تاب می عرق کرده
هزار جامه جان را چو غنچه شق کرده
JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 874
Sources
Persian text source: Ganjoor

