غزل شمارهٔ 6606

شاعر: صائب

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: قکرده

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
نه سرخ چهره خورشید را شفق کرده
1

نه سرخ چهره خورشید را شفق کرده

که از خجالت روی تو خون عرق کرده

2

بگو به غمزه که شمشیر در نیام کند

که شرم کشور حسن ترا نسق کرده

3

کجا خورد غم دل کودکی که مصحف را

همیشه ختم به گرداندن ورق کرده

4

شده است زورق خورشید و ماه طوفانی

ز تاب می گل روی تو تا عرق کرده

5

ز روی ساده به هر کس که هم سبق شده ای

صحیفه دل خود ساده از سبق کرده

6

فتد چو کار به سر، کار ذوالفقار کند

به تیغ آه دلی را که درد شق کرده

7

ز خلق صائب هر کس که روی گردان شد

به هر طرف که کند روی، رو به حق کرده

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور