غزل شمارهٔ 6606
شاعر: صائب
Toggle stanza 1نه سرخ چهره خورشید را شفق کرده
11
نه سرخ چهره خورشید را شفق کرده
که از خجالت روی تو خون عرق کرده
22
بگو به غمزه که شمشیر در نیام کند
که شرم کشور حسن ترا نسق کرده
33
کجا خورد غم دل کودکی که مصحف را
همیشه ختم به گرداندن ورق کرده
44
شده است زورق خورشید و ماه طوفانی
ز تاب می گل روی تو تا عرق کرده
55
ز روی ساده به هر کس که هم سبق شده ای
صحیفه دل خود ساده از سبق کرده
66
فتد چو کار به سر، کار ذوالفقار کند
به تیغ آه دلی را که درد شق کرده
77
ز خلق صائب هر کس که روی گردان شد
به هر طرف که کند روی، رو به حق کرده
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

