Toggle stanza 1
رخی به شبنم می همچو برگ لاله بده
1

رخی به شبنم می همچو برگ لاله بده

دگر به هر که دلت می کشد پیاله بده

2

نمی دهی قدح بی شمار اگر ساقی

شمار قطره باران کن و پیاله بده!

3

حریف دور گران سیر نیستم ساقی

چو موج آب، مسلسل به من پیاله بده

4

به یاد هر چه خوری می، همان نشاط دهد

به ذوق نشأه طفلی می دو ساله بده

5

نهاده بر رخ گل نقطه های شک شبنم

به باغ رو کن و تصحیح این رساله بده

6

نمک ز زهر خصومت جگر گدازترست

به هر که زهر به کارت کند نواله بده

7

بهار شد، چه بجا خشک مانده ای ای ابر؟

سزای شیشه تقوی به سنگ ژاله بده

8

نشست شعله آواز بلبلان صائب

برای خاطر گل ترک آه و ناله بده

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور