غزل شمارهٔ 1754
Poet: Saib
Metre: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
Rhyme: ستههیچکسنزدهاست
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1رفو به چاک دل خسته هیچ کس نزده است
رفو به چاک دل خسته هیچ کس نزده است
که قفل بر دهن بسته هیچ کس نزده است
دل رمیده به تکلیف برنمیگردد
صلا به مرغ قفسجسته هیچ کس نزده است
گشادهروی شو، از حادثات ایمن باش
که سنگ بر در نابسته هیچ کس نزده است
دهان پسته ز رشک لب تو پرخون است
وگرنه بر دهن پسته هیچ کس نزده است
دل مرا ز خم زلف او رهایی نیست
بدر ز کوچهٔ بنبسته هیچ کس نزده است
به غیر من که گره میزنم به تارِ سرشک
گره به رشتهٔ نگسسته هیچ کس نزده است
به قلب آتش سوزان به اتفاق سپند
به غیر صائب دلخسته هیچ کس نزده است
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor
Conversation
Reader comments
Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

