غزل شمارهٔ 6961

Toggle stanza 1
با زلف تو دم می زند از نافه گشایی
1

با زلف تو دم می زند از نافه گشایی

بی شرمی مشک است ز مادر بخطایی!

2

از وصل نگیرد دل سودازده آرام

در بحر همان موج کند سلسله خایی

3

چون گوی شدم بی سروپا تا شوم آزاد

سرگشتگیم بیش شد از بی سرو پایی

4

از آینه تردست اگر زنگ زداید

غم هم کند از دل به می ناب جدایی

5

افزایش ناقص بود از شهرت کاذب

بر خود مه نو بالد از انگشت نمایی

6

هر چند گلوسوز بود چاشنی وصل

از دل نبرد تلخی ایام جدایی

7

چون شانه شمشاد به سر جای دهندش

با دست تهی هر که کند عقده گشایی

8

تا هست به جا رشته ای از خرقه هستی

از خار علایق نتوان یافت رهایی

9

آن را که بود در ته پا آتش شوقی

در راه نگردد گره از آبله پایی

10

زان زلف گرهگیر حذر کن که ز صیاد

در چین کمندست نهان مد رسایی

11

صائب نرود داغ کلف از رخ زردش

تا ماه کند نور ز خورشید گدایی

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

هر بار که تو در دل شب در دلم آیی

خون دلم آید ز دو دیده به روایی

Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1898

حیرت قفسم‌کو اثر عجز و رسایی

مجبور ادب را چه وصال و چه جدایی

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2804

ماییم و دلی سرورق بی سر و پایی

چون آبله صحرایی و چون ناله هوایی

Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2811

دل برد ز من فتنه گری عشوه نمایی

زرین کمری کج کلهی تنگ قبایی

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 976

دل تنگ مدار ای مَلَک از کار خدایی

آرام و طرب را مده از طبع جدایی

RudakiQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 128

هر روز بگه ای شه دلدار درآیی

جان را و جهان را شکفانی و فزایی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2628

امروز سماع است و مدام است و سقایی

گردان شده بر جمع قدح‌های عطایی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2635

زان جای بیا خواجه بدین جای نه جایی

کاین جاست تو را خانه کجایی تو کجایی

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2642

مشتاق توام با همه جوری و جفایی

محبوب منی با همه جرمی و خطایی

SaadiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 508

از دست کسی بستده هر روز عطایی

معذور بدارندش یک روز جفایی

SaadiMawaʿizMufradatشمارهٔ 75

Sources

Persian text source: Ganjoor