غزل شمارهٔ 4322
Toggle stanza 1با عشق انتقام توان ز آسمان کشید
با عشق انتقام توان ز آسمان کشید
نتوان به زور بازوی عقل این کمان کشید
دیگر چه لازم است که مشق جنون کند
دیوانه ای که خط به سواد جهان کشید
با خامشی بساز که تلخی نمی کشد
این شهد را کسی که به کام وزبان کشید
دیوان عاشقان به قیامت نمی کشد
خط انتقام ما ز رخ دلستان کشید
گرد کدورتی که ز اغیار داشتم
دیوار در میان من ودلستان کشید
شد کند از ملایمت من زبان خصم
دندان مار را به نمد می توان کشید
صائب بغیر گوشه دل نیست در جهان
امروز گوشه ای که نفس می توان کشید
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
باز آن شکار دوست، ز ابرو کمان کشید
دل صید کرده تیر مژه سوی جان کشید
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 846
موری را دیدند به زورمندی کمر بسته و ملخی را ده برابر خود برداشته؛ به تعجب گفتند: «این مور را بینید که با این ناتوانی باری را به این گرانی چون میکشد!» مور چون این سخن بشنید بخندید و گفت: «مردان بار را به نیروی همّت و بازوی حمیّت کشند نه به قوّت تن و ضخامت بدن».
باری که آسمان و زمین سرکشید ازان
JamiBaharistanروضهٔ هشتم (در حکایات حیوانات)بخش 15
دوش آمد و ز مسجدم اندر کران کشید
مویم گرفت و در صف دردی کشان کشید
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 381
Sources
Persian text source: Ganjoor

