غزل شمارهٔ 4323
Poet: Saib
Metre: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
Rhyme: سمیتوانکشید
Poetic form: Ghazal
Toggle stanza 1بر یاد عشق بار هوس می توان کشید
11
بر یاد عشق بار هوس می توان کشید
بر بوی گل درشتی خس می توان کشید
22
در تنگنای خاک همین گوشه دل است
امروز گوشه ای که نفس می توان کشید
33
رفتم به راه عشق به امید بازگشت
پنداشتم که پای به پس می توان کشید
44
ساقی کند مسلسل اگر دور جام را
خوش حلقه ها به گوش عسس می توان کشید
55
صیاد عشق اگر نگشاید در قفس
خود را ز بال خود به قفس می توان کشید
66
گر عشق کو تهی نکند خط باطلی
بر دفتر هوا و هوس می توان کشید
77
بی چشم زخم سایه تیغ شهادت است
جایی که زیر آب نفس می توان کشید
88
گر صادق است تشنگی عشق در جگر
بحر محیط را به نفس می توان کشید
99
مطلق عنان کند سفر آب موج را
در می کجا عنان هوس می توان کشید
1010
صائب دماغ جاذبه گر نیست نارسا
بوی گل از شکاف قفس می توان کشید
Sources
Persian text source: Ganjoor

