Toggle stanza 1
هر کس نوایی از من آتش زبان شنید
1

هر کس نوایی از من آتش زبان شنید

افسرده شد چو زمزمه بلبلان شنید

2

در پرده های گوش گل از ناز ره نیافت

فریاد من که گوش کر باغبان شنید

3

بر عاجزان دراز نسازد زبان چو تیر

پیش از هدف کسی که فغان از کمان شنید

4

در حیرتم که از چه به گل ماند پای سرو

زین نغمه های تر که ز آب روان شنید

5

خامی بود توقع روزی ز آسمان

کی زین تنور سرد کسی بوی نان شنید

6

دیوانه گر نگشت سرش داغ کردنی است

هر کس که وصف خوبی آن دلستان شنید

7

در هر دلی که حسن گلو سوز او گذشت

بوی کباب از نفسش می توان شنید

8

صائب گرفت گوشه ای از اهل روزگار

ازبس که ناشنیدنی از مردمان شنید

Sources

Persian text source: Ganjoor