غزل شمارهٔ 1487
Poet: Saib
Toggle stanza 1(جسم زاری است که با آه به هم پیچیده است
(جسم زاری است که با آه به هم پیچیده است
گردبادی که درین بادیه سرگردان است)
(دل رم کرده ما را به تغافل مسپار
که سبکسیرتر از سنگ کف طفلان است)
هر که بر عیب کسان پرده نپوشد صائب
هست صد جامه اگر بر بدنش، عریان است
گرد مشکل ما خونی صد دندان است
مهره عقل درین دایره سرگردان است
سر بی داغ، نگین خانه بی یاقوت است
دل بی آه، سفالی است که بی ریحان است
بید را بی ثمری پاس شکستن دارد
زان سر دار بلندست که بی سامان است
هر کسی دست ارادت به رکابی زده است
سر سودازدگان در قدم چوگان است
چون نخندد سر منصور چو گل بر سر دار؟
عیش فرش است در آن خانه که بی دربان است
گرد کلفت نفشاند از دل موری یک بار
زین چه حاصل که سراپای فلک دامان است؟
حلقه شد قامت مجنون ز گرانباری فکر
خط دیوانی زنجیر چه مشکل خوان است!
سبز از آبله دست شود تخم امید
مایه ابر بهاران ز کف دهقان است
دیده حرص ترا بال پریده نشکست
این همه نعمت الوان که بر این نه خوان است
بیخودی برد به جولانگه مقصود مرا
ای خوش آن خواب که مفتاح در زندان است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چَشْمِ پُرنور که مَسْتِ نَظَرِ جانان است
ماه اَز او، چَشْم گِرِفْتهست و فَلَک، لَرْزان است
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 407
برق خاشاک گنه، روزه تابستان است
دود این آتش جانسوز به از ریحان است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1485
زنگ آیینه من صحبت بیدردان است
نفس سوختگان مغز مرا ریحان است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1486
از گرانخوابی ما عمر سبک جولان است
لنگر کشتی ما بال وپر طوفان است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1488
خط نارسته که در لعل لب جانان است
همچو زهری است که در زیر نگین پنهان است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1489
گرچه رویش ز لطافت ز نظر پنهان است
هر که را می نگرم در رخ او حیران است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1490
Sources
Persian text source: Ganjoor

