غزل شمارهٔ 1490
Poet: Saib
Toggle stanza 1گرچه رویش ز لطافت ز نظر پنهان است
گرچه رویش ز لطافت ز نظر پنهان است
هر که را می نگرم در رخ او حیران است
می توان خواند ز پشت لب او بی گفتار
سخنی چند که در زیر لبش پنهان است
حسن او پا به رکاب از خط مشکین شد و باز
فتنه مشغول صف آرایی آن مژگان است
دل عاشق شود از پرده ناموس سیاه
این چراغی است که مرگش به ته دامان است
چرخ یک حلقه چشم است و زمین مردمکش
دو جهان زیروزبر چون دو صف مژگان است
شاهدی نیست سزاوار تماشا، ورنه
در گل تیره ما آینه ها پنهان است
ریشه نخل کهنسال فزون می باشد
حرص با طول امل لازمه پیران است
صائب از دیدن خوبان نتوان دل برداشت
ورنه برداشتن دل ز جهان آسان است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
چَشْمِ پُرنور که مَسْتِ نَظَرِ جانان است
ماه اَز او، چَشْم گِرِفْتهست و فَلَک، لَرْزان است
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 407
برق خاشاک گنه، روزه تابستان است
دود این آتش جانسوز به از ریحان است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1485
زنگ آیینه من صحبت بیدردان است
نفس سوختگان مغز مرا ریحان است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1486
(جسم زاری است که با آه به هم پیچیده است
گردبادی که درین بادیه سرگردان است)
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1487
از گرانخوابی ما عمر سبک جولان است
لنگر کشتی ما بال وپر طوفان است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1488
خط نارسته که در لعل لب جانان است
همچو زهری است که در زیر نگین پنهان است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1489
Sources
Persian text source: Ganjoor

