غزل شمارهٔ 6963
Poet: Saib
Toggle stanza 1خرابم کرده چشم نیم مستی
خرابم کرده چشم نیم مستی
که دارد همچو مژگان پیشدستی
شرابی خاص در پیمانه دارد
ز چشم مست او هر می پرستی
پریزادی است مژگانت که از چشم
گرفته در بغل آهوی مستی
درین پستی چه می کردم چو شهباز
نمی دادم اگر دستی به دستی
سرافرازی رسد آزاده ای را
که دارد در بغل چون سرودستی
ز نقصان می پذیرد مه تمامی
درستی ها بود در هر شکستی
تزلزل نیست در اطوار عاشق
بنای عشق را نبود نشستی
زبون آرزو تا کی توان بود؟
چه عاجزمانده ای در خار بستی؟
ز خود تا نگذری صائب چو مردان
اگر در کعبه باشی بت پرستی
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
فسون چشمش ار خوابم نبستی
چرا چشمم چنین در خون نشستی؟
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1918
مژهواری ز خواب ناز جستی
دو عالم نرگسستان نقش بستی
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2659
مژهواری ز خواب ناز جستی
دو عالم نرگسستان نقش بستی
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2660
نه اینجا سبحه ره دارد نه زنار
تو دیرستان ناز خود پرستی
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2661
کسی کاو را بود در طبع سستی
نخواهد هیچ کس را تندرستی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2659
سلام علیک ای مقصود هستی
هم از آغاز روز امروز مستی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2677
نگارا، گرچه از ما برشکستی
ز جانت بندهام، هر جا که هستی
IraqiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 246
Sources
Persian text source: Ganjoor

