غزل شمارهٔ 246
Poet: Iraqi
Toggle stanza 1نگارا، گرچه از ما برشکستی
نگارا، گرچه از ما برشکستی
ز جانت بندهام، هر جا که هستی
ربودی دل ز من، چون رخ نمودی
شکستی پشت من، چون برشکستی
چرا پیوستی، ای جان، با دل من؟
چو آخر دست، از من میگسستی
ز نوش لب چو مرهم میندادی
ز نیش لب چرا جانم بخستی؟
ز بهر کشتنم صد حیله کردی
چو خونم ریختی فارغ نشستی
اگرچه یافتی از کشتنم رنج
ز محنتهای من، باری، برستی
مرا کشتی، به طنز آنگاه گویی:
عراقی، از کف من نیک جستی!
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
فسون چشمش ار خوابم نبستی
چرا چشمم چنین در خون نشستی؟
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1918
مژهواری ز خواب ناز جستی
دو عالم نرگسستان نقش بستی
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2659
مژهواری ز خواب ناز جستی
دو عالم نرگسستان نقش بستی
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2660
نه اینجا سبحه ره دارد نه زنار
تو دیرستان ناز خود پرستی
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2661
کسی کاو را بود در طبع سستی
نخواهد هیچ کس را تندرستی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2659
سلام علیک ای مقصود هستی
هم از آغاز روز امروز مستی
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2677
خرابم کرده چشم نیم مستی
که دارد همچو مژگان پیشدستی
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6963
Sources
Persian text source: Ganjoor

