غزل شمارهٔ 5076
Toggle stanza 1سیرآب در محیط شدم ز آبروی خویش
سیرآب در محیط شدم ز آبروی خویش
در پای خم ز دست ندادم سبوی خویش
در حفظ آبرو ز گهر باش سختتر
کاین آب رفته باز نیاید به جوی خویش
خاک مراد خلق شود آستانهاش
هر کس که بگذرد ز سَر آرزوی خویش
از نوبهار عمر وفایی نیافتم
چون گل مگر گلاب کنم رنگ و بوی خویش
از مهلت زمانهٔ دون در کشاکشم
ترسم مرا سپهر برآرد به خوی خویش
دایم ز گفتگوی حق، آزار میکشم
درماندهام چون عنبر سارا به بوی خویش
صائب نشان به عالم خویشم نمیدهند
چندان که می کنم ز کسان جستجوی خویش
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
رفتم که بشکنم به ملامت سبوی خویش
در راه دل سبیل کنم آبروی خویش
UrfiGhazaliyatغزل شمارهٔ 406
افغان که بعد صد طلب و جستجوی خویش
پر خون برم ز چشمهٔ حیوان سبوی خویش
Naziri NishapuriDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 353
رستم کسی بود که برآید به خوی خویش
در وقت احتیاج بگیرد گلوی خویش
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5075
Audio
Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.
Sources
Persian text source: Ganjoor

