غزل شمارهٔ 353

Toggle stanza 1
افغان که بعد صد طلب و جستجوی خویش
1

افغان که بعد صد طلب و جستجوی خویش

پر خون برم ز چشمهٔ حیوان سبوی خویش

2

آزرده‌تر ز آبلهٔ خار دیده‌ام

خونابه ریزم از بن هر تار موی خویش

3

از بس که گشته پر ز غم و غصّه هر رگم

چون خوشه کرده دانه گره در گلوی خویش

4

آبم نماند در جگر از بس گریستم

دیگر به کار گریه کنم آب روی خویش

5

می‌سوخت کلک و دفتر اگر داشتی دلم

از گفتگوی دوست سر گفتگوی خویش

6

دست طمع چو پیش کسان کرده‌ای دراز

پل بسته‌ای که بگذری از آبروی خویش

7

در حیرت جمال تو گم بودم ای دریغ

فرصت نشد که از تو کنم جستجوی خویش

8

عشق است و صد امید «نظیری» گناه نیست

با او بگوی یک سخن از آرزوی خویش

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

Sources

Persian text source: Ganjoor