Toggle stanza 1
تا غنچه شکایت من وا نمی شود
1

تا غنچه شکایت من وا نمی شود

این عقده ها ز زلف سخن وا نمی شود

2

صد خنده بلبل از گل تصویر وا کشید

آن غنچه لب هنوز به من وا نمی شود

3

زنگ کدورت از دل غربت پرست من

بی صیقل جلای وطن وانمی شود

4

از سنگ کودکان بتراشید لوح من

کاین خار خار از سر من وا نمی شود

5

خوش وقت بلبلی که تواند صفیر زد

زافسردگی لبم به سخن وانمی شود

6

ای عقل خشک مغز برو دردسر ببر

بی باده طبع اهل سخن وا نمی شود

7

صائب کجا رویم، که هر جاکه می رویم

از سر هوای حب وطن وا نمی شود

Audio

No recording yet. Be the first to share your voice.

Line-by-line audio timing is not yet available for this poem.

Sources

Persian text source: Ganjoor

Conversation

Reader comments

Add context, ask a question, or respond thoughtfully. Comments may be moderated.

0 / 2000 characters
Loading…