غزل شمارهٔ 6098
Poet: Saib
Toggle stanza 1نست چون مژگان بلند و پست در گفتار من
نست چون مژگان بلند و پست در گفتار من
تیر یک ترکش ز همواری بود افکار من
پیش من طوطی ز خجلت سبز نتواند شدن
گوشها را تنگ شکر می کند گفتار من
اشک نیسان را که در چشم صدف گرداند آب
مهره گل می شمارد گوهر شهوار من
خواب شیرینی که مردم جا به چشمش می دهند
می کند کار نمک با دیده بیدار من
از غزل پر کن بود دیوان من صائب تهی
سبزه بیگانه را ره نیست در گلزار من
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
هر چه آن سرخوش کند بویی بود از یار من
هر چه دل واله کند آن پرتو دلدار من
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1945
از دخول هر غری افسردهای در کار من
دور بادا وصف نفس آلودشان از یار من
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1971
چون زند موج حلاوت کلک شکر بار من
پسته خندان شود لب بسته از گفتار من
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6097
چند گردد قسمت افسردگان گفتار من؟
تا به کی تلقین خون مرده باشد کار من؟
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6099
می زداید بی کسی زنگ از دل افگار من
از پرستاران گرانتر می شود بیمار من
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6100
آه می دزدد نفس در سینه افگار من
غنچه می خسبد نسیم صبح در گلزار من
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6101
Sources
Persian text source: Ganjoor

