غزل شمارهٔ 6101
Poet: Saib
Toggle stanza 1آه می دزدد نفس در سینه افگار من
آه می دزدد نفس در سینه افگار من
غنچه می خسبد نسیم صبح در گلزار من
پرده گنج است ویرانی، که تا محشر مباد
سایه افتادگی کم از سر دیوار من!
بلبل تصویر، گلبانگ نشاط از دل کشید
چند باشد غنچه زیر بال و پر منقار من؟
با دم جان پرور شمشیر عادت کرده است
از دم عیسی هوا یابد دل بیمار من
آسیا را دانه جان سخت من دندان شکست
آسمان بیهوده می کوشد پی آزار من
گرچه از مژگان کلکم آب حیوان می چکد
می توان گرد کسادی رفت از بازار من
هیچ گه دست حوادث از سرم کوته نبود
قطره می زد در رکاب سیل دایم خار من
صائب از بس چرخ در کارم گره افکنده است
رشته تسبیح در تاب است از زنار من
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
هر چه آن سرخوش کند بویی بود از یار من
هر چه دل واله کند آن پرتو دلدار من
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1945
از دخول هر غری افسردهای در کار من
دور بادا وصف نفس آلودشان از یار من
RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 1971
چون زند موج حلاوت کلک شکر بار من
پسته خندان شود لب بسته از گفتار من
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6097
نست چون مژگان بلند و پست در گفتار من
تیر یک ترکش ز همواری بود افکار من
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6098
چند گردد قسمت افسردگان گفتار من؟
تا به کی تلقین خون مرده باشد کار من؟
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6099
می زداید بی کسی زنگ از دل افگار من
از پرستاران گرانتر می شود بیمار من
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 6100
Sources
Persian text source: Ganjoor

