غزل شمارهٔ 2140
Toggle stanza 1در وصل، دل از هجر فزون دل نگران است
در وصل، دل از هجر فزون دل نگران است
آوارگی تیر در آغوش کمان است
بیهوده پس سبحه و زنار دویدیم
شیرازه اوراق دل آن موی میان است
این با که توان گفت، که با آن همه نعمت
دل خوردن ما بر فلک سفله گران است
گر باد به فرمان سلیمان زمان بود
مجنون ترا ریگ روان تخت روان است
روشن گهران از هنر خویش نگویند
اینجاست که جوهر علف تیغ زبان است
مردان حق از دایره چرخ برونند
از چرخ شکایت روش پیرزنان است
بیرون شد ازین دایره بی زخم محال است
ما سست عنانیم و قضا سخت کمان است
ذرات جهان ریزه خور خوان سپهرند
هر چند که بر سفره او یک ته نان است
صائب دم گرمی که برآرد ز جهان دود
در حلقه ما سوختگان باد خزان است
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
روی تو به پیش نظر آسایش جان است
آزادگی جان من، ار هست، همان است
Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 136
باز آی که جانم به جمالت نگران است
باز آی که دل در غم هجرت به فغان است
HafezAshʿar-e Muntasabشمارهٔ 98
خاصیت عشقت که برون از دو جهان است
آن است که هرچیز که گویند نه آن است
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 80
چون دلبر من سبز خط و پسته دهان است
دل بر خط حکمش چو قلم بسته میان است
AttarDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 88
طوطی ز سخن صیقل آیینه جان است
آن را که سخن سبز کند خضر زمان است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2138
درد تو به دلهای سبکروح گران است
تبخال بر آن لب گره رشته جان است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2139
محو رخ زیبای تو فارغ ز جهان است
بیداری حیرت زدگان خواب گران است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2141
لعل تو ز روشن گهری جان جهان است
تبخال بر آن لعل، سراپرده جان است
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 2142
Sources
Persian text source: Ganjoor

