غزل شمارهٔ 4814
Toggle stanza 1از کاوکاو آن مژه ام بیخبر هنوز
11
از کاوکاو آن مژه ام بیخبر هنوز
نگرفته خون من به زبان نیشتر هنوز
22
باآن که عمرهاست که از سر گذشته ام
صندل نمی برد ز سرم درد سر هنوز
33
روزی که آه من به هواداری توخاست
درخواب ناز بود نسیم سحر هنوز
44
شامی که طره تو میان رابه فتنه بست
سنبل نبسته بود به گلشن کمر هنوز
55
صبحی که چشم من به رخ اشک باز شد
پیمان نبسته بود صدف با گهر هنوز
66
درخواب بوسه ای ز دهانش ربوده ام
می سوزد از حلاوت آنم جگر هنوز
77
باآن که شد ز سنگ حوادث حریربیز
این شیشه هست گوش به زنگ خطر هنوز
88
الماس را دونیم تیغ آه من
گرم است زخم خصم، ندارد خبر هنوز
99
دل خون شد و همان ستم آسمان بجاست
گل کرد شمع (و)باد صبا در بدر هنوز
1010
صائب اگر چه بر سر طوبی است جای من
درآتشم ز کوتهی پال و پر هنوز
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

