غزل شمارهٔ 201
Toggle stanza 1خون قطره قطره می چکد از چشم تر هنوز
11
خون قطره قطره می چکد از چشم تر هنوز
نگسسته ایم بخیه زخم جگر هنوز
22
با آن که خاک شد به سر راه انتظار
پر می زند نفس به هوای اثر هنوز
33
تا خود پس از رسیدن قاصد چه رو دهد؟
خوش می کنم دلی به امید خبر هنوز
44
بختم ز بزم عیش به غربت فگند و من
مستم چنان که پا نشناسم ز سر هنوز
55
دیدار جوست دیده و دارد خجل مرا
از جوش دل نبستن راه نظر هنوز
66
شد روز رستخیز و به یاد شب وصال
محوم همان به لذت بیم سحر هنوز
77
ای سنگ بر تو دعوی طاقت مسلم ست
خود را ندیده ای به کف شیشه گر هنوز
88
پرویزن ست تارکم از زخم خار پا
از سر برون نرفته هوای سفر هنوز
99
بلبل سزد ز غیرت پروانه سوختن
رنگین به شعله نیست ترا بال و پر هنوز
1010
غالب نگشته خاک به راهت تو و خدا
گردی ست پرفشان به سر رهگذر هنوز
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
Sources
Persian text source: Ganjoor

