غزل شمارهٔ 4813
Toggle stanza 1بالا نکرده ساعد او راحیا هنوز
11
بالا نکرده ساعد او راحیا هنوز
بیعت نکرده است به دستش حنا هنوز
22
آواز عندلیب به گوشش نخورده است
برگرد او نگشته نسیم صبا هنوز
33
در غنچه است جلوه گلزار شوخی اش
دستش گلی نچیده ز رنگ حنا هنوز
44
گل عیب بیوفایی خود را علاج کرد
نشنیده است عهد تو بوی وفا هنوز
55
صدبار چین ابروی او داد رخصتم
من سر نمی کشم ز کمند وفا هنوز
66
ای دیده از غبار ره او چه دیده ای
در پرده است خاصیت توتیا هنوز
77
صائب هزار قاصد یأس آمد و گذشت
چون برق می پرد به رهش چشم ما هنوز
Sources
Persian text source: Ganjoor

