Toggle stanza 1
بالا نکرده ساعد او راحیا هنوز
1

بالا نکرده ساعد او راحیا هنوز

بیعت نکرده است به دستش حنا هنوز

2

آواز عندلیب به گوشش نخورده است

برگرد او نگشته نسیم صبا هنوز

3

در غنچه است جلوه گلزار شوخی اش

دستش گلی نچیده ز رنگ حنا هنوز

4

گل عیب بیوفایی خود را علاج کرد

نشنیده است عهد تو بوی وفا هنوز

5

صدبار چین ابروی او داد رخصتم

من سر نمی کشم ز کمند وفا هنوز

6

ای دیده از غبار ره او چه دیده ای

در پرده است خاصیت توتیا هنوز

7

صائب هزار قاصد یأس آمد و گذشت

چون برق می پرد به رهش چشم ما هنوز

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور