Toggle stanza 1
خواستم تا زُحَلی گویم و منحوس تو را
1

خواستم تا زُحَلی گویم و منحوس تو را

باز گویم نه، که صد بار از او نحس‌تری

2

‌ملخ از تخم تو چیزی نتواند که خورد

‌که تو از گرسنگی تخم ملخ را بخوری

Zameen

Poems with the Same Metre and Rhyme

رفت سرما و صبا می دهد از گل خبری

پس ازین ما و لب جوی و رخ سیم بری

Amir Khusrau DehlaviDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 1991

نه بشر خوانمت ای دوست نه حور و نه پری

این همه بر تو حجاب است تو چیز دگری

JamiDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 487

به دغل کی بگزیند دل یارم یاری

کی فریبد شه طرار مرا طراری

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2871

مرغ اندیشه که اندر همه دل‌ها بپری

به خدا کز دل و از دلبر ما بی‌اثری

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2872

رو رو ای جان سبک خیز غریب سفری

سوی دریای معانی که گرامی گهری

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2873

سحری کرد ندایی عجب آن رشک پری

که گریزید ز خود در چمن بی‌خبری

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2874

نی تو شکلی دگری سنگ نباشی تو زری

سنگ هم بوی برد نیز که زیباگهری

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2875

هر کی از نیستی آید به سوی او خبری

اندر او از بشریت بنماید اثری

RumiDivan-e ShamsGhazaliyatغزل شمارهٔ 2891

برهٔ بریان هر جا که بود چاکر تست

طبق حلوا داماد و تو او را خسری

SanaiDivan-e AshʿarQasaʾid va Qitʿatشمارهٔ 181

شیفته کرد مرا هندوکی همچو پری

آنچنان کز دل عقل شدم جمله بری

SanaiDivan-e AshʿarQasaʾidقصیدهٔ شمارهٔ 182 - در مدح خواجه عمید ابراهیم بی علی بن ابراهیم مستوفی

Sources

Persian text source: Ganjoor